السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

525

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

بنابراين ياد كرد حضرت امام حسن عليه السلام از حديث مدينة العلم در آن زمان يعنى وقت نشستن حضرت امام على عليه السلام بر جايگاه خلافت و بسنده‌كردن به آن ، از واضح‌ترين برهان‌ها بر دلالت اين حديث بر امامت اميرالمؤمنين عليه السلام و واجب‌بودن پيروى از او و سرسپردگى به ايشان مىباشد . . . 9 - رسيدن تمام راه‌ها به امام عليه السلام شهاب‌الدّين احمدبن‌عبدالقادر عجيلى گويد : و دعوة الحق و باب العلم * و أعلم الصحب بكل حكم و دعوت حق و درِ دانش و داناترين اصحاب به هر حكمى بود ام‌ّسلمه گفت : شنيدم رسول‌خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمود : اى فاطمه ! آيا راضى نيستى كه بر پيشگام امّت خود در اسلام ، و دانشمندترين و بردبارترين آن‌ها تو را تزويج كردم ؟ و ام‌ّسلمه گفت كه پيامبر مىفرمود : « على با قرآن و قرآن با على است ، از هم جدا نمىشوند تا بر حوض بر من وارد شوند . » پس او دعوت كننده به حق و دعوت حق است . و در « جامع الكبير » است : « حكمت به ده بخش تقسيم شد ، نُه بخش به على داده شد و يك بخش به مردم و على به اين يك بخش داناتر از بقيه مردم است و ترمذى نقل مىكند كه حضرت صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : من شهر دانشم و على در آن است ، هر كس دانش را خواهد ، بايد نزد آن دَر آيد . و از اين رو راه‌ها و رشته‌ها همه به او باز مىگردند . » يعنى : وقتى كه على عليه السلام باب مدينة العلم بود ، راه‌ها و رشته‌ها به او باز مىگردند و اين نيز افضليّت او را ثابت مىكند ، و ثبوت آن در اين باب بسنده است ، همان‌طور كه بر خردمندان پوشيده نمىماند . » « 1 »

--> ( 1 ) ذخيرة المال دست نويس است